حکایت دل ما
ژاله گلی بودم از دست روزگار
صفای دلی بودم از دست یار
صداقت پایه راهمان
نگاه توشه آوازمان
عشق صدای سازمان
باد هوای دلمان
دست محبت بودنمان
من کجا بودم از دست روزگار
افسرده دل و سکوت نشانم
آمدی از پی دریای دل و بردی
دل هوای دل فریبم
پس کجاست آن نشان صداقت
صداقتی که بود نشان راه
پس نشانم ده راه بودن و صفای راه
پس نشانم ده نشان
ای صداقت پیشه راه